عماد الدين حسن بن علي الطبري
263
كامل بهائى ( فارسي )
مكنيد . اين و امثال اين بدعتها مىنهادند از آن بود كه علم بدان حاصل نبود ايشان را ، و نيز خواستند كه احياى سنت جاهليت كنند ، و علماى صحابه را ياراى گفتن نبود و بعضى خود به دنيا مشغول بودند . رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من كتم علما من اهله ، جاء يوم القيمة ، مغلولة يداه الى عنقه ، قد الجم بلجام من النار « 1 » . هر كه پوشيده دارد علمى را از اهل او بيايد در روز قيامت غل كرده شده دستهاى او به گردن وى و لجامى در دهن از آتش دوزخ . بدعتى ديگر ، گفتند چون آفتاب غائب شد نماز بكن و روزه افطار كن ، و بدان كه علامت غروب آن بود كه آفتاب بدان عين حاميه فرو شود ، يعنى چشمهء گرم و ستارگان جمله ظاهر گردند و روشن پديد آيند مكلف بايد كه اول نماز كند و بعد از آن روزه بگشايد و هر كه چنين نكند نه نماز وى قبول باشد و نه روزهء وى . ايشان افساد روزه و نماز مسلمانان كردند و مردم را بر نماز و افطار روزه داشتند قبل از وقت رد بر خداى تعالى و رسول و اظهار سنت باطل . بدعت ديگر ، ابو بكر صدقات بر سنت رسول صلّى اللّه عليه و آله بهشت صفت متساوى ميان مستحقان قسمت كرد ، چون نوبت خلافت به عمر رسيد وى گفت من صلاح در آن مىبينم كه مهاجر را كه قريشىاند تفضيل نهم بر مهاجر كه قريشى نباشند ، و مهاجر غير قريشى را تفضيل نهم بر اعراب ، و اعراب را تفضيل نهم بر عجم ، و مردم در جذب منفعت چون او بودند ، و عجم دين نداشتند و آن را كه غم دين بود قوت رفع و منع اين نبود بدين سبب عرب و عجم حرامخواره شدند . بدعت ديگر ، گفت من راى چنان مىبينم كه صدقات را طرح كنم و خراج بر زمينها نهم بفرمود تا در عراق مساحت زمينها كردند و به هر يك جريب يك درهم نهادند و يك قفيز حبوب از هر جنسى كه در آنجا بكارند بر سنت ملوك فارس در جاهليت ، و در مصر و نواحى آن از هر يك جريب يك دينار زر و يك اردن « 2 » حبوب برنهادند چنان كه در جاهليت بود در زمان فراعنه . و رسول صلّى اللّه عليه و آله از هر يك سنتهاى جاهليت منع كرده بود و تبرى كرد ، و اظهار سنت و
--> ( 1 ) - كنز العمال 10 / 191 بنا به نقل نهج الفصاحه 2 / 798 . ( 2 ) - اردن : چيزى شبيه گون كه گندم و جو و . . . را در آن مىريزند .